تبليغاتX
پاتریس
پاتریس
templates for Your weblog List of Iranian Top weblogs

واحد مرکزی خبر: اقامه نشدن نماز ظهر و عصر در مساجد همدان


دبیر ستاد اقامه نماز استان همدان گفت در بیشتر مساجد استان همدان نماز ظهر و عصر بر پا نمی شود.

"حجت الاسلام حسنی حلم" یکی از علتهای برگزار نشدن نماز ظهر و عصر در مساجد استان همدان را پرداخت کم دستمزد اقامه نماز به روحانیان اعلام کرد و گفت برای اقامه نماز به هر روحانی در هر وعده بیست هزار تومان پرداخت می شود و این در حالی است که در دستگاههای اداری به هر روحانی حدود 50 هزار تومان برای برپایی هر وعده نماز می دهند و این موجب بی رغبتی! روحانیان برای برگزاری نماز در مساجد شده است!!

مردم استان همدان بارها به برگزار نشدن نماز ظهر و عصر اعتراض کرده و خواهان برگزاری نماز در مساجد هستند.

این خبری بود که امروز خواندم.حالا حساب کنید همین روحانیان معترض به کمی دستمزد که برای هر وعده اقامه نماز فقط مبلغ ناچیز 20 هزار تومان دریافت می کنند، روزانه 60 هزار تومان درآمد دارند که ماهانه می شود یک میلیون و هشتصد هزار تومان و این مبلغ فقط برای برپایی نماز به آنها پرداخت می شود و بندگان خدا ناراضی هستند. حال به فکر افرادی باشیم که با حقوق ماهانه 150 هزار تومان چگونه امرار معاش می کنند و صدایشان هم در نمی آید و تازه مجبورند نماز را فرادا بخوانند.

چند سوال برایم مطرح شد

آیا نماز که ستون دین است بخاطر اسلام بر پا می شود؟

آیا نماز بخاطر رفتن به بهشت و دیدار حوریان برپا می شود؟

آیا نماز بخاطر دستمزد آن برپا می شود؟

آیا نماز باید فقط در دستگاههای اداری برپا شود؟




لینک نوشته

 

نتيجه مسابقات جهاني وبلاگ نويسي

وبلاگ دير تش باد كه اخبار مدرسه كالو " كوچكترين مدرسه دنيا" را منتشر مي كند در مسابقه جهاني وبلاگ نويسي رتبه دوم را پس از وبلاگ نويس اسپانيايي زبان نسل ايگرگ به خود اختصاص داد. اين هم يكي ديگر از افتخارات كه نصيب ايران و ايرانيان شد.

عبدالمحمد شعراني نويسنده وبلاگ دير تش باد يك سرباز معلم و بنيان گذار مدرسه چهار نفري روستاي جمال آباد كالو از توابع شهرستان دير در جنوب استان بوشهر است.

وبلاگ بسيار جالبي هست بهتون پيشنهاد مي كنم اين وبلاگ را بخوانيد. به آقاي شعراني بخاطر اين موفقيت صميمانه تبريك مي گويم و براي او و تمامي جوانان ايران آرزوي بهترين ها را مي كنم.

http://www.dayyertashbad.blogfa.com/

 

لینک نوشته

 

قطع درختان كهنسال به بهانه مبارزه با خرافه پرستي

سازمان اوقاف استان گيلان از چند روز پيش با عنوان مبارزه با خرافه پرستي شروع به قطع درختان كهنسال كرده است كه در باور مردم اين منطقه بسيار محترمند و تاكنون ۵ درخت از ليست ۴۰تايي اين درختان كهنسال قطع شده است. اين پنج درخت كه قطع شده اند در محل هايي بودند كه به نحوي معارض حد فاصل زمين هاي اوقاف و زمين هايمجاور بودند . سازمان اوقاف براي اينكه بخواهد از زمين ها و اراضي خودش محافظت كند نياز داشت ديوارهايي بكشد و بعضي از اين ديوارها به اين درخت هاي كهنسال بر مي خورد! بعضي از اين درختها بيش از هزار و پانصد سال عمر داشتند و به همين دليل سازمان اوقاف موضوع خرافه پرستي را بهانه قرار داد تا به اهداف خودش كه همانا حفظ و گسترش زمين هاي تحت تصرفش است برسد.

عكس العمل مردم: عملاً هیچ. جاي تعجب دارد که چرا مردم محلی و تشکل‌های زیست محیطی تا کنون هیچ برخورد جدی و هیچ مقاومتی نکردند و هیچ بیانیه‌ای در این مورد صادر نشده است!

چیزی در حدود ۴۰۰ پایه به عنوان درختان کهنسال در کشورمان داریم این ۴۰۰ پایه بسیار واجد اهمیت‌اند و در دنیا بی‌نظیرند. مثلاً یک ٱرس ۳۰۰۰ ساله در خراسان داریم که هیچ جای دنیا این ٱرس را ندارد، یا یک صنوبر ۳۰۰ ساله داریم، این صنوبر ۳۰۰ ساله بی‌نظیر است، حداقل ۱۰ برابر میانگین سن صنوبرهای معمولی رشد کرده و توانسته به حضور خودش در شرایط مختلف سخت آب و هوایی ادامه دهد.

نمي دانم چگونه است كه حتي از درختان كهنسال اين مرز و بوم هم هراسناك هستند و كمر به نابودي و ترور آنها بسته اند. آيا اين درختان جزئي از ميراث ما نيستند؟ آيا نبايد به اين درختان كهنسال كه ساليان سال شاهد صحنه هاي مختلف تاريخ ايران بوده اند ارج نهاد؟

 

لینک نوشته


محرومیت 15ساله کودکان پنج روستای قلعه گنج از تحصیل


کودکان پنج روستا از توابع شهرستان قلعه گنج به علت نبود امکانات آموزشی 15 سال است که از تحصیل محروم می باشند. این روستاها که در مناطق سخت گذر و کوهستانی شهرستان قلعه گنج قرار دارند شامل روستاهای "ده گوست" "مردوار" "سنگ سیاهین" شیمیهان" و "اورتین" می باشند.
در این روستاها که جمعیت هر یک از آنها بین 50 تا 200 نفر است بالغ بر 100 کودک بازمانده از تحصیل زندگی می کنند.
یکی از این کودکان به خبرنگار ایرنا گفت: ما به کدامین گناه باید از خواندن و نوشتن محروم باشیم.
محسن افزود: دوست دارم با درس خواندن کاری پیدا کنم و با درآمد آن تنها آرزوی پدر و مادرم که سفر به مشهد است را برآورده سازم.
وی ادامه داد ما بچه ها آرزو داریم روزی در کلاس الفبا را همراه با معلم خود تلفظ کنیم. محسن که تنها سرگرمی اش بردن گوسفندان به چراگاه می باشد در پاسخ به سوال خبرنگار که پرسید در آینده می خواهی چکاره شوی، گفت: اینقدر مشکل داریم که فرداها برایمان مرده شده و تنها به فکر معیشت روزانه هستیم.

یکی دیگر از بچه ها که از پای برهنه خود خجالت می کشید جلو بیاید در پاسخ به خبرنگار که چرا کفش نداری گفت: دو روز است که کفشهایم پاره شده و دایی ام آنها را برای تعمیر به شهر برده و تا بیاید کفشی برای پوشیدن ندارم. حسین درباره آرزوی آینده اش گفت: آرزو دارم بعد از کار و تلاش روزانه سر کلاس درس بنشینم و همراه با سایر بچه ها با درس خواندن برای عمران و آبادانی کشور عزیزم تلاش کنم.
وی خطاب به مسئولین استان و کشور گفت: ما کودکان روستاهای دورافتاده قلعه گنج را فراموش نکنید  زیرا ما هم آرزو داریم از نعمت برق، آب و امکانات بهداشتی بهره مند باشیم.
پدر یکی از این کودکان در حالی که اشک می ریخت گفت: برای هر پدر و مادری دیدن اینکه فرزندش از تحصیل محروم است  و همانند یک فرد نابینا در جامعه زندگی می کند سخت است. او گفت از 15 سال قبل دیگر به این مناطق معلمی فرستاده نشده و کودکان ما همچنان بدون تحصیل عمر خود را سپری می کنند. وی علاوه بر نبود امکانات آموزشی ، نبود برق، آب و راه مناسب را از دیگر مشکلات این روستاها عنوان کرد و گفت تنها منبع درآمد ما روستائیان فروش حصیرهایی است که بانوان روستایی از برگهای درختان وحشی درست می کنند و هر حصیر طی سه روز بافته می شود که آن را با قیمت 20 هزار ریال از ما می خرند و این درآمد اصلی ما است درصورتی که ما اهالی این روستاها آرد را کیسه ای 150 هزار ریال می خریم و قیمت پر کردن یک عدد کپسول گاز مبلغ 60 هزار ریال است.
یکی دیگر از اهالی روستاها گفت که علاوه بر تمامی این مشکلات، ما از نعمت آب آشامیدنی سالم نیز بی بهره هستیم و باید آب را از فواصل دور توسط چهارپایان تامین کنیم. او از مسئولین خواست که همانند 15 سال قبل دست کم یک سرباز معلم به این منطقه اعزام کنند تا کودکان این روستاها از نعمت تحصیل و سواد بهره مند شوند.
حسن مرادی، فرماندار قلعه گنج در اینخصوص به خبرنگار ایرنا گفت: برای تحصیل کودکان این روستاها چندین بار مکاتباتی صورت گرفته که نبود نیروی آموزشی برای اعزام به روستاها علت اعزام نشدن نیروی آموزشی اعلام شده است!
قلعه گنج با 80 هزار نفر جمعیت در 435 کیلومتری جنوب کرمان واقع شده است.

با خواندن این مطلب که برایم خیلی غم انگیز بود یاد یکی از دروس دوره ابتدایی افتادم تحت عنوان:
" کاخ نشینی و کوخ نشینی"!



لینک نوشته

مهرگان خجسته باد


مهرگان بعد از نوروز رده دوم را از نظر اهمیت جشنها دارا میباشد .

در ایران باستان ، جشن مهرگان پس از نوروز دارای اهمیت ویژه‌ای بود . دلیل آن این است که هر دو آغاز فصل‌های سال را نوید می‌دادند . نوروز آغاز تابستان و مهرگان آغاز زمستان را به هر ماه می‌آوردند زیرا در آن زمان سال به دو فصل تقسیم شده بود . فصل اول ، تابستان بود که از جشن نوروز شروع می‌شد و هفت ماه ادامه داشت . جشن مهرگان که از روز مهر شروع می‌شد تا شش روز پس از آن ادامه می‌یافت و جشن شادی بر پا می‌شد .فلسفه این جشن مهم ایرانی به دوران ضحاک تازی باز میگردد . ضحاک و اقوام او مدتهای مدیدی بر ایران حکومت میکردند و عده کثیری از جوانان ایران زمین را به قتل رسانده بودند و مردم از ظلم و جنایات آنان به تنگ آمده بودند . در آن زمان کاوه آهنگر از میان مردم بر خواست و با برافراشتن چرم آهنگری خود که بعدها درفش کاویانی نام گرفت رهبری براندازی ضحاک تازی را بر عهده میگیرد و او را با یاری مردم در کوه دماوند زندانی میکنند و به ظلم او پایان میدهند و فریدون را به تخت شاهی می نشاند.

این جشن در روز 10 مهر ، روزی که نام روز و ماه یکی بود جشن گرفته می‌شد و مانند نوروز سه جنبه نجومی ( طبیعی ) ، تاریخی و دینی داشت . از نظر نجومی ، مهرگان چند روز پس از اعتدال پاییزی جشن گرفته می‌شد . ( اعتدال پاییزی اول مهر صورت می‌گیرد ) . و جشن برداشت محصولات کشاورزی است . از نظر تاریخی ، در این روز نیروی داد و راستی به سرکردگی کاوه آهنگر بر ارتش دروغ و ستمگری آژی دهاک ( ضحاک) پیروز شد و فریدون به شاهی رسید . مبارزه راستی و دروغ ، داد و ستم در ایران ریشه دینی دارد و همه جشن‌های ملی هم به گونه‌ای این مبارزه و پیروزی نهایی حق بر نا حق را نشان می‌دهد . ولی ، در تاریخ مهرگان این جنبه درخشندگی ویژه را دارد . از نظر دینی ، در فرهنگ ایرانی مهر یا میترا به معنای فروغ خورشید و مهر و دوستی است . همچنین مهر نگهبان پیمان و هشدار دهنده به پیمان شکنان است .

هم اکنون زرتشتیان در روز مهر از ماه مهر به آتشکده و نیایشگاه می‌روند . با تهیه خوراک‌های سنتی از یکدیگر پذیرایی می‌کنند و با نیایش و برنامه‌های فرهنگی مانند سخنرانی‌های ملی و آیینی سرود ، شعر و دکلمه جشن مهرگان را با شادی بر پا می‌دارند.


 
لینک نوشته

شهر فیروز آباد

به وقت آنکه اسکندر رومی فتح بلاد می کرد جهت آنکه از هر طرفی به شهر جور رفتن به باتلاق فرو می بایست رفت از فتح آن عاجز شد.  از این روی آب رودخانه خنیفقان را به طرف آن شهر منحرف کرد تا آن شهر ویران و به دریاچه تبدیل شد. سپس اردشیر بابکان مصمم شد که آن دریاچه را خشک گرداند تا بر آنجا باز شهری بسازد. برازه معمار با حفر مجاری بر این کار موفق شد و خود نیز در این امر جان خود را از دست داد. اردشیر در آن محل دوباره شهری بنا کرد و در آنجا آتشکده ای ایجاد کرد و خندقی اطراف آن ایجاد کرد. شهر جور چهار دروازه داشت یکی در سوی مشرق به نام دروازه مهر و دیگری در مغرب به نام دروازه بهرام و سومی در شمال به نام دروازه هرمز و چهارمی در جنوب به نام دروازه اردشیر.
در وسط شهر بنایی به سان برج بنا کرد که آنرا "ایران کناخره" به معنای "بزرگ باد ایران" نامید و شهر جور را در اطراف این بنا و دایره وار ساخت. یعنی این بنا مانند نقطه پرگار در مرکز شهر بود. گفته اند بلندی آن به اندازه ای بوده است که از بالای آن همه نقاط شهر و روستاهای آن دیده می شد و به فرمان اردشیر  در بالای آن آتشکده ای ساختند و از کوهی بلند که در مقابل آن بود آبی بیرون آوردند و آن را چون فواره به بالای عمارت بردند و این آب در مجرای دیگری که از گچ و سنگ ساخته شده بود همانند آبشار سرازیر می شد. این ایوان در زمان حمله اعراب خراب شد و از آن جز اندک اثری باقی نماند.
ابن حوقل در سفرنامه خود آورده است: " شهر گور (جور) آبهای جاری دارد و بسیار باصفا و تماشایی است و اگر کسی بخواهد از یکی از دروازه های شهر خارج شود باید در حدود یک فرسخ در باغها و قصرها و گردشگاههای بسیار زیبا و باصفا و سبز و خرم و مناظر عالی و دلربا و فرح بخش راه بپیماید."
در زمانهای بعد عضدالدوله دیلمی آن را تجدید عمارت کرد و فیروز آباد نامید.

 

 
لینک نوشته

 

درود بر همگی

بعد از یک مدت به نسبت طولانی، این وبلاگ به روز شد. در این مدت در خارج از کشور عزیزم بودم و دسترسی محدودی به اینترنت داشتم. امیدوارم از این پس با مطالب جدیدی به روز باشم.

از تمامی دوستان عزیزی که در این مدت فراموشم نکردند و برایم پیام گذاشتند سپاسگزاری می کنم.

 

تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم

 

 

لینک نوشته

نوروز

  نوروز، جشن ايرانيان از روزگاران كهن پر شكوه ترين جشن بهاری در جهان بوده است. نوروز بهارانه ای  است كه روايت های تاريخ درباره پيدايش آن بسيار گوناگون است  نوروز جشن شروع  فروردين يا  «فرودگان »  است كه ياد آور  اجداد و نياكان ما بود و چنان مي پنداشتند كه در پنج شب،  ارواح پاك مردگان ، برای ديدار وضع  زندگي و احوال  بازماندگان  به  زمين فرود  مي آيند و در خانه و آشيانه خويش سرگرم تماشا وسركشي  مي شوند . اگرخانه روشن و پاكيزه و  ساكنان آن  راحت وشاد باشند ، ارواح مسرور و سرافراز برمي گردند. اما درغير اينصورت ، آنان غمگين وناراحت به منزلگاه خويش باز مي گردند وتا سال آينده به انتظار مي نشينند .

 درباره  پيدايش  نوروز در روايتهایی  چنين آمده است كه نيشكر را جمشيد در اين روز يافت و مردم از كشف خاصيت  آن متحير شدند  . پس  جمشيد  دستور داد تا از  ( شهد آن ) شكر ساختند و به مردم هديه دادند . از اين رو ، آن را نوروز ناميدند .

 همچنين روايت شده كه اهريمن ، بلای خشكسالي و قحطي را بر زمين فرو نشانيد . اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت و عاقبت او را شكست داد . آنگاه خشكسالي،  قحطي ونكبت را بر روي زمين از ريشه بخشكانيد و به زمين بازگشت با بازگشت ويدرختان و هر نهال و چوب خشكي سبز شدند . پس مرد م اين روز را « نوروز » خواندند و هر كس به يمن و مباركي در تشتي جو كاشت و اين رسم سبزه  نشانيدن در ايام نوروز از آن زمان به امروز باقي مانده است . در خيام نامه آمده است :

چون از پادشاهی جمشيد 421 سال گذشت ، جهان  از او يكسره  راست  همي آمد .ايران و ايرانيان هم مطيع و مريد او شدند تا بفرمود گرمابه های بسيار ساختند و سيم  و زر  از معادن بر آوردند  و ديبای  ابريشمي  بافتند كه آن  روز ،  روز  اول « حمل » بود . پس جشني  بر پا ساخته و  نوروزش  نام نهاد تا هر سال چو فروردين  آيد، آن روز را جشن گيرند.

اما  نوروز ،  پس از مرگ جمشيد  نيز به حيات خود  ادامه داد.  در معنا، نوروز ، از هجمه ها و حمله هاي يونانيان ، اعراب ، تركها ومغول ها جان به در برد  و نوروز ثابت كرد كه مهم ترين  جشن  فرهنگي  ميليون ها  ايراني است كه در درون و بیرون  ايران  زندگي مي كنند.

 

هفت سین یا هفت شین؟

جشن نوروزی  به آيينهای کشاورزی مربوط است. اين موضوع كه خوان نوروزى در ابتدا هفت شين بوده و سپس‏ به هفت سين تبديل گشته است و يا به قول بهرام فره‌وشى سين از واژه‌ى سينى مى‌آيد، در هاله‌اى از ابهام قرار دارد. بسيارى از زرتشتيان سفره‌ هفت شين مى‌چينند. در زمان ساسانيان نيز سفره‌ هفت شين رواج داشته است. اين هفت شين عبارتند از: شهد، شير، شراب، شكر، شيرينی، شمع، شمشاد و شايه(ميوه). نانى كه در زمان ساسانيان بر خوان نوروزى قرار مى‌گرفت از هفت نوع غله و حبوبات فراهم مى‌آمد. زرتشتيان بر خوان نوروز هفت نوع گياه ، هفت نوع شيرينى، نقل و ميوه‌ى خشك و هفت نوع ميوه‌ى تازه مى‌گذارند كه مجموع آن نماد بيست و يك كتاب اوستاست.

اجزای هفت سین :سير (نماد درمان و طب)، سرکه(نماد شکیبایی و عمر)، سکه(نماد ثروت)، سمنو(نماد فراوانی و برکت)، سنجد(نماد عشق)، سبزه( نماد نوزایی)، سماق(نماد طلوع خورشید)  و سيب (نماد زیبایی و تندرستی). البته به جز اجزای بالا سر سفره چیزهای دیگری مانند آيينه، ماهی، تخم مرغ رنگی نیز می گذارند.

درايران باستان شراب را به خاطر شاد بودن و شانه را به خاطر احترام به زن٬ شمع را به خاطر نور و روشنایی، بکار می بردند ولی بعد از اينکه عربها به ايران حمله کردند  چون قادر به درک فلسفه و دنيای عميق و زيبای پشت سر هر کدام از اين شينها نبودند با آن مخالفت کردند و چون قادر به برانداختن اين رسم نمی شدند تصميم می گيرند شينها را به سين تغيير دهند و اين طوری بود که ما ايرانی ها حالا هفت سين می چينيم و شمع وسط سفره هفت سين  به يادگار ازآن دوران به جا مانده...

             پیشاپیش عید نوروز و آغاز سال نو را به تک تک شما عزیزان خجسته باد می گویم.

                                            

 

لینک نوشته

۸ مارس روز جهانی زن

با احترام به برابری انسان ها، در جهانی فارغ از تفاوت های جنسي، نژادی، مذهبی و... تلاش پيگير زنان جهان و بخصوص زنان کشورمان را در راه تحقق حقوقشان و مبارزه با قوانین زن ستیز ارج می نهيم.
پيکار زنان عليه قوانين نابرابر، دفاع از حيثيت انسانی است و تلاش همه انسان ها را اعم از زن و مرد طلب می کند.

 

لینک نوشته

 

والنتاين يا سپندارمذگان بيايد از الان انتخاب کنيم

 

                            سپنـدارمـذگـان

در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۳ روز پس از روز والنتاین فرنگی. این روز «سپندارمذگان» یا «اسفندارمذگان» نام داشته است.

در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می‌‌کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. به‌عنوان مثال روز اول «روز اهورامزدا»، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم «سپندارمذ» بوده است. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می‌‌شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می‌‌شد، جشنی ترتیب می‌‌دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، «مهرگان» لقب می‌‌گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندارمذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می‌‌گرفتند.

سپندارمذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌‌ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می‌‌نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می‌‌دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را به‌عنوان نماد عشق می‌‌پنداشتند.

سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌‌کردند.

چرا سپندار مذگان در روز پنجم اسفندماه نیست ؟

زیرا در گذشته ایرانیان 12 ماه 30 روزه داشتند و 5 روز را نیز افزودن بر آن 12 ماه در سالشمار خود داشته اند. بنابراین روز پنجم اسفند ( سپندار مذگان ) ، با روز 335 از سال یا 29 بهمن در سالشمار کنونی ایرانیان برابر است.

ملت ایران از جمله ملت هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می‌‌گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می‌‌گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و کلاً جهان‌بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی كه ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شكوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. ایکاش با درس گرفتن از گذشتگان ما هم کمی شادمانی را به هر بهانه ای که شده به زندگی خود راه دهیم و شاد زندگی کنیم و شاد زیستن را بیاموزیم. به امید آن روز.

 " با تشکر از دوست عزیزم، حمیدرضا"

                  

 

 

لینک نوشته


صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو وبلاگ
فروردین 1388
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386

پیوندها
من و جوجو و یه عالمه خاطره مشترک
چه کسی نیمه گمشده من است
دير تش باد
رویداد
حرفهایی از جنس دلتنگی
پایگاه شناخت تاریخ و تمدن ایران زمین
وقتی علیرضا کوچک بود
عشق های ایرانی
ایران جاودان بمان
آتبین
شراب تلخ
قلمدونی
پاتریس آنلاین
انجمن ایرانیان باستان
بتیس
بانوی ایران زمین
گناه من چیست؟ (حتما بخوانید)
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب ::


  RSS  
پرشین وبلاگ